دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی profane به فارسی

ناپاک از نظر آیینی، نامقدس، هتک‌کننده مکان یا چیز مقدس

بریتانیایی: /prəˈfeɪn/ آمریکایی: /prəˈfeɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prophane obsolete، hypercorrect

ریشه‌شناسی

From Latin profānus, from pro- (before) + fānum (temple).

صفت

صفت تفضیلی
profaner، more profane
صفت عالی
profanest، most profane
۱.

ناپاک از نظر آیینی، نامقدس، هتک‌کننده مکان یا چیز مقدس

Unclean; ritually impure; unholy, desecrating a holy place or thing.

The old church was turned into a profane building after it was sold.

کلیسای قدیمی پس از فروش به یک ساختمان نامقدس تبدیل شد.

۲.

غیرمذهبی، دنیوی، ناوابسته به مذهب

Not sacred or holy, unconsecrated; relating to non-religious matters, secular.

profane art

هنر ناوابسته به مذهب

مترادف‌ها: secular، temporal، worldly

متضادها: sacred، holy، religious

۳.

کفرآمیز، حاکی از بی‌حرمتی به مقدسات

Treating sacred things with contempt, disrespect, irreverence, or scorn; blasphemous, impious.

his profane references to the prophet

اشارات کفرآمیز او به پیامبر

مترادف‌ها: blasphemous، impious، irreverent

۴.

بی‌حرمت در زبان، به کار بردن نام خدا به بیهوده

Irreverent in language; taking the name of God in vain.

The man's profane language shocked everyone in the church.

زبان کفرآمیز آن مرد همه را در کلیسا شوکه کرد.

مترادف‌ها: irreverent، vulgar، obscene

اسم

جمع
profanes
۵.

فرد یا چیز نامقدس یا بی‌حرمت

A person or thing that is profane.

He was considered a profane by the devout.

او از نظر متدینین فردی نامقدس تلقی می‌شد.

۶.

فرد غیر فراماسون

فراماسونری

A person not a Mason.

Only Masons may enter; profanes are not allowed.

فقط فراماسون‌ها می‌توانند وارد شوند؛ افراد غیر فراماسون مجاز نیستند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
profanes
وجه وصفی حال
profaning
گذشته ساده
profaned
اسم مفعول
profaned
۷.

بی‌حرمتی کردن (به مقدسات)، هتک حرمت کردن، ناپاک ساختن

گذرا

To violate (something sacred); to treat with abuse, irreverence, obloquy, or contempt; to desecrate.

One should not profane the name of God.

نباید به نام خدا بی‌حرمتی کرد.

مترادف‌ها: desecrate، defile

متضادها: consecrate، sanctify

۸.

به کار نادرست یا ناشایست گرفتن، پست کردن، سوءاستفاده کردن، آلوده کردن

گذرا

To put to a wrong or unworthy use; to debase; to abuse; to defile.

He was criticized for his profane use of sacred texts during the debate.

او به خاطر سوءاستفاده از متون مقدس در طول مناظره مورد انتقاد قرار گرفت.

مترادف‌ها: misuse، pervert، debase

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه profane را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.