دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی profane به فارسی
ناپاک از نظر آیینی، نامقدس، هتککننده مکان یا چیز مقدس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prophane obsolete، hypercorrect
ریشهشناسی
From Latin profānus, from pro- (before) + fānum (temple).
صفت
- صفت تفضیلی
- profaner، more profane
- صفت عالی
- profanest، most profane
ناپاک از نظر آیینی، نامقدس، هتککننده مکان یا چیز مقدس
Unclean; ritually impure; unholy, desecrating a holy place or thing.
The old church was turned into a profane building after it was sold.
کلیسای قدیمی پس از فروش به یک ساختمان نامقدس تبدیل شد.
غیرمذهبی، دنیوی، ناوابسته به مذهب
Not sacred or holy, unconsecrated; relating to non-religious matters, secular.
profane art
هنر ناوابسته به مذهب
مترادفها: secular، temporal، worldly
متضادها: sacred، holy، religious
کفرآمیز، حاکی از بیحرمتی به مقدسات
Treating sacred things with contempt, disrespect, irreverence, or scorn; blasphemous, impious.
his profane references to the prophet
اشارات کفرآمیز او به پیامبر
مترادفها: blasphemous، impious، irreverent
بیحرمت در زبان، به کار بردن نام خدا به بیهوده
Irreverent in language; taking the name of God in vain.
The man's profane language shocked everyone in the church.
زبان کفرآمیز آن مرد همه را در کلیسا شوکه کرد.
مترادفها: irreverent، vulgar، obscene
اسم
- جمع
- profanes
فرد یا چیز نامقدس یا بیحرمت
A person or thing that is profane.
He was considered a profane by the devout.
او از نظر متدینین فردی نامقدس تلقی میشد.
فرد غیر فراماسون
A person not a Mason.
Only Masons may enter; profanes are not allowed.
فقط فراماسونها میتوانند وارد شوند؛ افراد غیر فراماسون مجاز نیستند.
فعل
- سومشخص مفرد
- profanes
- وجه وصفی حال
- profaning
- گذشته ساده
- profaned
- اسم مفعول
- profaned
بیحرمتی کردن (به مقدسات)، هتک حرمت کردن، ناپاک ساختن
To violate (something sacred); to treat with abuse, irreverence, obloquy, or contempt; to desecrate.
One should not profane the name of God.
نباید به نام خدا بیحرمتی کرد.
مترادفها: desecrate، defile
متضادها: consecrate، sanctify
به کار نادرست یا ناشایست گرفتن، پست کردن، سوءاستفاده کردن، آلوده کردن
To put to a wrong or unworthy use; to debase; to abuse; to defile.
He was criticized for his profane use of sacred texts during the debate.
او به خاطر سوءاستفاده از متون مقدس در طول مناظره مورد انتقاد قرار گرفت.
مترادفها: misuse، pervert، debase
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه profane را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.