دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی profess به فارسی
به عضویت فرقهی مذهبی پذیرفتن، نذر کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French professer, from Latin profitērī, from pro- + fatērī (to confess).
فعل
- سومشخص مفرد
- professes
- وجه وصفی حال
- professing
- گذشته ساده
- professed
- اسم مفعول
- professed
به عضویت فرقهی مذهبی پذیرفتن، نذر کردن
To administer the vows of a religious order to (someone); to admit to a religious order.
She was professed as a nun last year.
او سال گذشته به عنوان راهبه نذر کرد.
خود را (چیزی) اعلام کردن
To declare oneself (to be something).
He professed himself a loyal supporter.
او خود را یک حامی وفادار اعلام کرد.
اعلام کردن، اظهار کردن
To declare; to assert, affirm.
She professed her love for him openly.
او به طور آشکار عشقش را به او ابراز کرد.
ادعا کردن (اغلب با تظاهر)
To make a claim (to be something); to lay claim to (a given quality, feeling etc.), often with connotations of insincerity.
He professed his love for the city, but he had never actually visited it.
او ادعا کرد که عاشق شهر است، اما هرگز واقعاً به آنجا نرفته بود.
اعلام پیروی از (دین، خدا، اصل و غیره)
To declare one's adherence to (a religion, deity, principle etc.).
They profess Islam.
آنها به اسلام اعتقاد دارند.
استاد بودن در، تدریس کردن
To work as a professor of; to teach.
He professed history at the university.
او در دانشگاه تاریخ تدریس میکرد.
ادعای دانش داشتن در (زمینهای)
To claim to have knowledge or understanding of (a given area of interest, subject matter).
He professed a deep knowledge of ancient art.
او ادعای دانش عمیقی در هنر باستان داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه profess را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.