دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی problematic به فارسی
دشوار برای غلبه، حل یا تصمیمگیری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French problématique, from Late Latin problematicus, from Greek problēmatikos.
صفت
- صفت تفضیلی
- more problematic
- صفت عالی
- most problematic
دشوار برای غلبه، حل یا تصمیمگیری
Difficult to overcome, solve, or decide.
a problematic situation
وضع دشوار
مترادفها: difficult، troublesome، complicated
حلنشده، نامعین، مورد تردید
Not settled, uncertain, of uncertain outcome; debatable, questionable.
it is problematic whether we should do it or not
معلوم نیست که صلاح است این کار را انجام بدهیم یا نه.
مترادفها: doubtful، questionable، controversial
که به تبعیض (مانند نژادپرستی، جنسیتگرایی، همجنسگراهراسی، تراجنسیتیهراسی یا سنگرایی) دامن میزند (بهویژه بهطور ضمنی)
Contributing (especially subtly) to discrimination such as racism, sexism, homophobia, transphobia, or ageism.
His comments were considered problematic.
اظهارات او مشکلساز تلقی شد.
امکانی (در منطق، فقط امکان تحقق محمول را تأییدکننده)
Only affirming the possibility that a predicate be actualised.
a problematic proposition
گزارهی امکانی
اسم
- جمع
- problematics
مسئله، مشکل (در یک حوزهی مطالعاتی)
A problem or difficulty in a particular field of study.
the problematics of postmodernism
مسائل پستمدرنیسم
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه problematic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.