دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی problematic به فارسی

دشوار برای غلبه، حل یا تصمیم‌گیری

بریتانیایی: /ˌprɒb.ləˈmæt.ɪk/ آمریکایی: /ˌprɑː.bləˈmæt̬.ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French problématique, from Late Latin problematicus, from Greek problēmatikos.

صفت

صفت تفضیلی
more problematic
صفت عالی
most problematic
۱.

دشوار برای غلبه، حل یا تصمیم‌گیری

Difficult to overcome, solve, or decide.

a problematic situation

وضع دشوار

مترادف‌ها: difficult، troublesome، complicated

۲.

حل‌نشده، نامعین، مورد تردید

Not settled, uncertain, of uncertain outcome; debatable, questionable.

it is problematic whether we should do it or not

معلوم نیست که صلاح است این کار را انجام بدهیم یا نه.

مترادف‌ها: doubtful، questionable، controversial

۳.

که به تبعیض (مانند نژادپرستی، جنسیت‌گرایی، همجنس‌گراهراسی، تراجنسیتی‌هراسی یا سن‌گرایی) دامن می‌زند (به‌ویژه به‌طور ضمنی)

جامعه‌شناسی

Contributing (especially subtly) to discrimination such as racism, sexism, homophobia, transphobia, or ageism.

His comments were considered problematic.

اظهارات او مشکل‌ساز تلقی شد.

۴.

امکانی (در منطق، فقط امکان تحقق محمول را تأییدکننده)

منطق

Only affirming the possibility that a predicate be actualised.

a problematic proposition

گزاره‌ی امکانی

اسم

جمع
problematics
۵.

مسئله، مشکل (در یک حوزه‌ی مطالعاتی)

A problem or difficulty in a particular field of study.

the problematics of postmodernism

مسائل پست‌مدرنیسم

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه problematic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.