دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی probiotic به فارسی
پروبیوتیک، مادهی غذایی یا مکمل حاوی باکتریهای زنده برای اهداف درمانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From pro- + -biotic.
اسم
- جمع
- probiotics
- شمارشپذیری
- countable
پروبیوتیک، مادهی غذایی یا مکمل حاوی باکتریهای زنده برای اهداف درمانی
A food or dietary supplement containing live bacteria for therapeutic reasons.
Yogurt is a common probiotic.
ماست یک پروبیوتیک رایج است.
صفت
- صفت تفضیلی
- more probiotic
- صفت عالی
- most probiotic
مربوط به پروبیوز یا تسهیل بومشناختی
Of or relating to probiosis; ecologic facilitation.
Probiotic interactions benefit both organisms.
برهمکنشهای پروبیوتیکی به نفع هر دو موجود است.
مربوط به مکملهای حاوی باکتریهای زنده برای اهداف درمانی
Describing any dietary supplement that contains live bacteria for therapeutic purposes.
She takes a probiotic capsule daily.
او روزانه یک کپسول پروبیوتیک مصرف میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه probiotic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.