دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی probiotic به فارسی

پروبیوتیک، ماده‌ی غذایی یا مکمل حاوی باکتری‌های زنده برای اهداف درمانی

بریتانیایی: /ˌprəʊ.baɪˈɒt.ɪk/ آمریکایی: /ˌproʊ.baɪˈɑː.t̬ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From pro- + -biotic.

اسم

جمع
probiotics
شمارش‌پذیری
countable
۱.

پروبیوتیک، ماده‌ی غذایی یا مکمل حاوی باکتری‌های زنده برای اهداف درمانی

باکتری‌شناسی

A food or dietary supplement containing live bacteria for therapeutic reasons.

Yogurt is a common probiotic.

ماست یک پروبیوتیک رایج است.

صفت

صفت تفضیلی
more probiotic
صفت عالی
most probiotic
۲.

مربوط به پروبیوز یا تسهیل بوم‌شناختی

بوم‌شناسی

Of or relating to probiosis; ecologic facilitation.

Probiotic interactions benefit both organisms.

برهم‌کنش‌های پروبیوتیکی به نفع هر دو موجود است.

۳.

مربوط به مکمل‌های حاوی باکتری‌های زنده برای اهداف درمانی

Describing any dietary supplement that contains live bacteria for therapeutic purposes.

She takes a probiotic capsule daily.

او روزانه یک کپسول پروبیوتیک مصرف می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه probiotic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.