دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی complicated به فارسی

پیچیده، بغرنج، دشوار، سردرگم‌کننده

بریتانیایی: /ˈkɒmplɪkeɪtɪd/ آمریکایی: /ˈkɑmplɪkeɪtɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

صفت تفضیلی
more complicated
صفت عالی
most complicated
۱.

پیچیده، بغرنج، دشوار، سردرگم‌کننده

Confusing, hard to understand, difficult; complex.

The story of their divorce is very long and complicated.

داستان طلاق آنها بسیار طولانی و پیچیده است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه complicated را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.