دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی proceed به فارسی
ادامه دادن، پیش رفتن، جلو رفتن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: procede obsolete
Not to be confused with precede.
ریشهشناسی
From Latin prōcēdō, from prō- + cēdō.
فعل
- سومشخص مفرد
- proceeds
- وجه وصفی حال
- proceeding
- گذشته ساده
- proceeded
- اسم مفعول
- proceeded
When used as a catenative verb, proceed takes the to infinitive.
ادامه دادن، پیش رفتن، جلو رفتن
To move or go forward or onward; to advance.
We spent the night in Ghom and the next morning proceeded on our trip to Kashan.
شب را در قم گذراندیم و صبح بعد به سفر خود به کاشان ادامه دادیم.
مترادفها: progress، advance
متضادها: recede، regress
ادامه دادن، دنبال کردن
To pass from one point, topic, or stage to another.
He drank some water and proceeded to speak.
قدری آب خورد و صحبت خود را دنبال کرد.
ناشی شدن، سرچشمه گرفتن
To come from; to have as its source or origin.
Light proceeds from the sun.
نور از خورشید ساطع میشود.
اقدام کردن، پرداختن (به کاری)
To go on in an orderly or regulated manner; to act methodically.
He proceeded to eat his dinner.
به صرف شام پرداخت.
پیش رفتن، انجام شدن
To be transacted; to take place; to occur.
The project is proceeding well.
طرح دارد به خوبی پیش میرود.
اقدام قانونی کردن، دادخواهی کردن، اقامه دعوی کردن
To begin and carry on a legal process.
His wife threatened to proceed against him.
زنش تهدید کرد که از او شکایت خواهد کرد.
دریافت مدرک دانشگاهی
To take an academic degree.
He proceeded to a master's degree.
او مدرک کارشناسی ارشد گرفت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه proceed را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.