دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی predecessor به فارسی

متصدی پیشین، سلف

بریتانیایی: /ˈpriː.dɪˌses.ər/ آمریکایی: /ˈpred.ə.ses.ɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prædecessor archaic؛ prædecessour obsolete، rare؛ predecessour obsolete

ریشه‌شناسی

From Old French predecesseor, from Late Latin praedecessor.

اسم

جمع
predecessors
۱.

متصدی پیشین، سلف

One who precedes another in a position or office.

The president praised his predecessors.

رئیس جمهور از اسلاف خود (رییس جمهوران پیشین) تعریف کرد.

مترادف‌ها: antecessor، ancestor، forerunner، precursor

متضادها: successor

۲.

چیزی که جای خود را به دیگری داده است، مدل پیشین

A model or type of machinery or device that precedes the current one.

The steam engine was the predecessor of diesel and electric locomotives.

موتور بخار پیشرو لوکوموتیوهای دیزلی و برقی بود.

متضادها: successor

۳.

رأس پیشین در یک مسیر جهت‌دار

ریاضیات

A vertex having a directed path to another vertex.

In a directed graph, each node has a predecessor.

در یک گراف جهت‌دار، هر گره یک رأس پیشین دارد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه predecessor را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.