دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی predecessor به فارسی
متصدی پیشین، سلف
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prædecessor archaic؛ prædecessour obsolete، rare؛ predecessour obsolete
ریشهشناسی
From Old French predecesseor, from Late Latin praedecessor.
اسم
- جمع
- predecessors
متصدی پیشین، سلف
One who precedes another in a position or office.
The president praised his predecessors.
رئیس جمهور از اسلاف خود (رییس جمهوران پیشین) تعریف کرد.
مترادفها: antecessor، ancestor، forerunner، precursor
متضادها: successor
چیزی که جای خود را به دیگری داده است، مدل پیشین
A model or type of machinery or device that precedes the current one.
The steam engine was the predecessor of diesel and electric locomotives.
موتور بخار پیشرو لوکوموتیوهای دیزلی و برقی بود.
متضادها: successor
رأس پیشین در یک مسیر جهتدار
A vertex having a directed path to another vertex.
In a directed graph, each node has a predecessor.
در یک گراف جهتدار، هر گره یک رأس پیشین دارد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه predecessor را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.