دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی precursor به فارسی
پیشرو، پیشگام، چیزی که قبل از دیگری میآید و نشاندهنده نزدیک شدن آن است
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
شکلهای دیگر: præcursor obsolete
ریشهشناسی
From Latin praecursor, meaning forerunner.
اسم
- جمع
- precursors
پیشرو، پیشگام، چیزی که قبل از دیگری میآید و نشاندهنده نزدیک شدن آن است
A person or thing that comes before and indicates the approach of another; a forerunner.
Bloody demonstrations were the precursors of the revolution.
تظاهرات خونینی که طلیعهی انقلاب بود.
مترادفها: forerunner، harbinger
پیشماده، ترکیبی که در واکنش شیمیایی شرکت کرده و ترکیب دیگری تولید میکند
A compound that participates in a chemical reaction that produces another compound.
This compound is a precursor to the final product.
این ترکیب پیشمادهای برای محصول نهایی است.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From pre- + cursor.
صفت
پیشنشانه، مربوط به تداخل بیننمادی که توسط نماد بعدی ایجاد میشود
Of intersymbol interference: caused by the following symbol.
The system compensates for precursor interference.
سیستم تداخل پیشنشانه را جبران میکند.
متضادها: postcursor
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه precursor را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.