دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی predatory به فارسی

شکارگر، درنده

بریتانیایی: /ˈpred.ə.tər.i/ آمریکایی: /ˈpred.ə.tɔːr.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prædatory archaic

ریشه‌شناسی

From Latin praedātōrius, from praedātor.

صفت

صفت تفضیلی
more predatory
صفت عالی
most predatory
۱.

شکارگر، درنده

Of, or relating to a predator.

The lion is a predatory animal.

شیر یک حیوان شکارگر است.

مترادف‌ها: predaceous، predacious

۲.

شکارگر، دد، درنده، صیدگر

Living by preying on other living animals.

The predatory birds circled high above, searching for prey.

پرندگان شکارگر بالای سر به دنبال طعمه می‌چرخیدند.

۳.

چپاولگر، غارتگر، یغماگر

Exploiting or victimizing others for personal gain.

Predatory lending practices harm vulnerable communities.

رویه‌های وام‌دهی غارتگرانه به جوامع آسیب‌پذیر آسیب می‌زند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه predatory را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.