دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی predict به فارسی
پیشبینی کردن، پیشگویی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prædict archaic
ریشهشناسی
From Latin praedīcō, from prae- 'before' + dīcō 'to say'.
فعل
- سومشخص مفرد
- predicts
- وجه وصفی حال
- predicting
- گذشته ساده
- predicted
- اسم مفعول
- predicted
پیشبینی کردن، پیشگویی کردن
To state or estimate that something will happen in the future, based on knowledge or reasoning.
I predict that it will be a boy.
پیشگویی میکنم که پسر است.
Snow is predicted for tomorrow.
برای فردا برف پیشبینی شده است.
مترادفها: foretell، forecast
دلالت کردن بر، نشان دادن
To imply or indicate a future outcome, as of a theory or law.
The theory predicts a rise in temperature.
این نظریه افزایش دما را پیشبینی میکند.
پیشبینی کردن
To make predictions.
She is good at predicting.
او در پیشبینی کردن خوب است.
هدفگیری کردن با پیشبینیکننده
To direct a ranged weapon against a target using a predictor.
The gunner predicted the target.
توپچی هدف را پیشبینی کرد.
اسم
- جمع
- predicts
- شمارشپذیری
- countable
پیشبینی، پیشگویی
A prediction.
An ancient manuscript records a predict that the spring floods would swallow the valley.
یک نسخه باستانی از یک پیشگویی ثبت میکند که سیلابهای بهاری دره را خواهد بلعید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه predict را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.