دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی predict به فارسی

پیش‌بینی کردن، پیشگویی کردن

بریتانیایی: /prɪˈdɪkt/ آمریکایی: /prɪˈdɪkt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prædict archaic

ریشه‌شناسی

From Latin praedīcō, from prae- 'before' + dīcō 'to say'.

فعل

سوم‌شخص مفرد
predicts
وجه وصفی حال
predicting
گذشته ساده
predicted
اسم مفعول
predicted
۱.

پیش‌بینی کردن، پیشگویی کردن

گذرا

To state or estimate that something will happen in the future, based on knowledge or reasoning.

I predict that it will be a boy.

پیشگویی می‌کنم که پسر است.

Snow is predicted for tomorrow.

برای فردا برف پیش‌بینی شده است.

مترادف‌ها: foretell، forecast

۲.

دلالت کردن بر، نشان دادن

گذرا

To imply or indicate a future outcome, as of a theory or law.

The theory predicts a rise in temperature.

این نظریه افزایش دما را پیش‌بینی می‌کند.

۳.

پیش‌بینی کردن

ناگذرا

To make predictions.

She is good at predicting.

او در پیش‌بینی کردن خوب است.

۴.

هدف‌گیری کردن با پیش‌بینی‌کننده

گذرانظامینادر

To direct a ranged weapon against a target using a predictor.

The gunner predicted the target.

توپچی هدف را پیش‌بینی کرد.

اسم

جمع
predicts
شمارش‌پذیری
countable
۵.

پیش‌بینی، پیشگویی

منسوخ

A prediction.

An ancient manuscript records a predict that the spring floods would swallow the valley.

یک نسخه باستانی از یک پیشگویی ثبت می‌کند که سیلاب‌های بهاری دره را خواهد بلعید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه predict را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.