دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی precise به فارسی

دقیق، مو به مو

بریتانیایی: /prɪˈsaɪs/ آمریکایی: /prəˈsaɪs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: præcise archaic

ریشه‌شناسی

From Middle French précis, from Latin praecisus, meaning cut off.

صفت

صفت تفضیلی
more precise، preciser
صفت عالی
most precise، precisest
۱.

دقیق، مو به مو

Both exact and accurate.

the precise meaning of each word

معنی دقیق هر واژه

متضادها: inexact، imprecise

۲.

دقیق (داده‌هایی که به هم نزدیک و سازگارند)

علممهندسی

Consistent, clustered close together, agreeing with each other (not necessarily accurate).

The measurements were precise but not accurate.

اندازه‌گیری‌ها دقیق بودند اما درست نبودند.

متضادها: imprecise، inconsistent

واژه‌های هم‌رده: accurate

۳.

زیاده از حد دقیق، وسواسی

Adhering too much to rules; prim or punctilious.

She is very precise about how her books are arranged on the shelf.

او دربارهٔ نحوهٔ چیدمان کتاب‌هایش روی قفسه زیاده از حد دقیق است.

فعل

سوم‌شخص مفرد
precises
وجه وصفی حال
precising
گذشته ساده
precised
اسم مفعول
precised

Nonstandard; used primarily in European Union documents.

۴.

دقیق کردن، مشخص کردن

گذراغیراستاندارداتحادیه اروپا

To make or render precise; to specify.

The directive precises the requirements.

این بخشنامه الزامات را دقیق می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه precise را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.