دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی precipitous به فارسی
پرتگاهدار، پرشیب، (صخره) بلند و عمود
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From obsolete French précipiteux, from Vulgar Latin *praecipitosus.
صفت
پرتگاهدار، پرشیب، (صخره) بلند و عمود
Steep, like a precipice.
a precipitous slope
شیب بسیار تند
مترادفها: brant، steep
پرشتاب، شتابزده، تعجیلآمیز
Headlong; falling or rushing with great speed.
The company's precipitous decision to expand led to unforeseen problems.
تصمیم پرشتاب شرکت برای گسترش به مشکلات غیرمنتظرهای منجر شد.
مترادفها: headlong، precipitant
ناگهانی، سریع و غیرمنتظره
Hasty; rash; quick; sudden.
The precipitous drop in temperature surprised everyone.
کاهش ناگهانی دما همه را شگفتزده کرد.
مترادفها: abrupt، sudden
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه precipitous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.