دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی paradigm به فارسی
الگو، نگاره، ابر انگاره، پرانمون
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: paradigma archaic
ریشهشناسی
From Late Latin paradīgma, from Ancient Greek παράδειγμα (parádeigma, pattern).
اسم
- جمع
- paradigms، paradigmata
الگو، نگاره، ابر انگاره، پرانمون
A pattern, a way of doing something; especially a pattern of thought, a system of beliefs, a conceptual framework.
The new educational paradigm focuses on student-centered learning.
الگوی جدید آموزشی بر یادگیری مبتنی بر دانشآموز تمرکز دارد.
مترادفها: style، model، worldview
نمونهی عالی، سرمشق
An example serving as the model for such a pattern.
This project is a paradigm of modern architecture.
این پروژه نمونهای عالی از معماری مدرن است.
مترادفها: template، exemplar، archetype
الگوی صرفی، صیغگان، صورتهای صرفی
A set of all forms which contain a common element, especially the set of all inflectional forms of a word or a particular grammatical category.
The verb 'to be' has an irregular paradigm in English.
فعل 'بودن' در انگلیسی دارای الگوی صرفی نامنظم است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه paradigm را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.