دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی archetype به فارسی

نمونه یا الگوی اصلی (هر چیز)، پیش‌الگو

بریتانیایی: /ˈɑː.kɪ.taɪp/ آمریکایی: /ˈɑːr.kə.taɪp/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

Traditionally refers to the original model, but also used for a personality archetype, e.g., a 'Jesus archetype'.

ریشه‌شناسی

From Old French architipe, from Latin archetypum, from Ancient Greek ἀρχέτυπον (arkhétupon, 'model, pattern').

اسم

جمع
archetypes
شمارش‌پذیری
countable
۱.

نمونه یا الگوی اصلی (هر چیز)، پیش‌الگو

An original model of which all other similar concepts, objects, or persons are merely copied, derivative, emulated, or patterned; a prototype.

Hamlet is an archetype of some of Dostoevski's characters

هاملت الگوی اصلی برخی از شخصیت‌های داستایوسکی است.

۲.

نمونه‌ی کامل نوع یا گروه بخصوصی، الگوی راستین، نمونه‌ی آرمانی

An ideal example of something; a quintessence.

some consider Rustam as the archetype of chivalry

برخی رستم را نمونه‌ی راستین جوانمردی می‌دانند.

۳.

شخصیت، شی یا داستانی که بر اساس یک شخصیت، شی یا داستان شناخته‌شده ساخته شده است.

ادبیات

A character, object, or story that is based on a known character, object, or story.

Luke Skywalker follows the archetype of the hero.

لوک اسکای‌واکر از کهن‌الگوی قهرمان پیروی می‌کند.

۴.

کهن‌الگو، الگوی نهادین اندیشه که در ناخودآگاه فرد وجود دارد و از تجربه‌ی جمعی نیاکان به ارث رسیده است.

روان‌شناسی

According to Swiss psychologist Carl Jung: a universal pattern of thought, present in an individual's unconscious, inherited from the past collective experience of humanity.

The hero's journey is an archetype found in many myths and stories around the world.

سفر قهرمان یک کهن‌الگو است که در بسیاری از اسطوره‌ها و داستان‌های جهان یافت می‌شود.

۵.

نسخه‌ی اصلی یک متن که همه‌ی نسخه‌های بعدی از روی آن رونویسی شده‌اند.

نقد متنی

A protograph, the original manuscript of a text from which all further copies derive.

Scholars reconstructed the archetype from surviving copies.

محققان کهن‌الگو را از نسخه‌های باقی‌مانده بازسازی کردند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
archetypes
وجه وصفی حال
archetyping
گذشته ساده
archetyped
اسم مفعول
archetyped
۶.

به عنوان کهن‌الگو به تصویر کشیدن یا مدل‌سازی کردن

گذرا

To depict as, model using, or otherwise associate an object or subject with an archetype.

She archetyped the main character as a trickster.

او شخصیت اصلی را به عنوان یک فریبکار کهن‌الگویی ساخت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه archetype را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.