دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی archetype به فارسی
نمونه یا الگوی اصلی (هر چیز)، پیشالگو
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
Traditionally refers to the original model, but also used for a personality archetype, e.g., a 'Jesus archetype'.
ریشهشناسی
From Old French architipe, from Latin archetypum, from Ancient Greek ἀρχέτυπον (arkhétupon, 'model, pattern').
اسم
- جمع
- archetypes
- شمارشپذیری
- countable
نمونه یا الگوی اصلی (هر چیز)، پیشالگو
An original model of which all other similar concepts, objects, or persons are merely copied, derivative, emulated, or patterned; a prototype.
Hamlet is an archetype of some of Dostoevski's characters
هاملت الگوی اصلی برخی از شخصیتهای داستایوسکی است.
نمونهی کامل نوع یا گروه بخصوصی، الگوی راستین، نمونهی آرمانی
An ideal example of something; a quintessence.
some consider Rustam as the archetype of chivalry
برخی رستم را نمونهی راستین جوانمردی میدانند.
شخصیت، شی یا داستانی که بر اساس یک شخصیت، شی یا داستان شناختهشده ساخته شده است.
A character, object, or story that is based on a known character, object, or story.
Luke Skywalker follows the archetype of the hero.
لوک اسکایواکر از کهنالگوی قهرمان پیروی میکند.
کهنالگو، الگوی نهادین اندیشه که در ناخودآگاه فرد وجود دارد و از تجربهی جمعی نیاکان به ارث رسیده است.
According to Swiss psychologist Carl Jung: a universal pattern of thought, present in an individual's unconscious, inherited from the past collective experience of humanity.
The hero's journey is an archetype found in many myths and stories around the world.
سفر قهرمان یک کهنالگو است که در بسیاری از اسطورهها و داستانهای جهان یافت میشود.
نسخهی اصلی یک متن که همهی نسخههای بعدی از روی آن رونویسی شدهاند.
A protograph, the original manuscript of a text from which all further copies derive.
Scholars reconstructed the archetype from surviving copies.
محققان کهنالگو را از نسخههای باقیمانده بازسازی کردند.
فعل
- سومشخص مفرد
- archetypes
- وجه وصفی حال
- archetyping
- گذشته ساده
- archetyped
- اسم مفعول
- archetyped
به عنوان کهنالگو به تصویر کشیدن یا مدلسازی کردن
To depict as, model using, or otherwise associate an object or subject with an archetype.
She archetyped the main character as a trickster.
او شخصیت اصلی را به عنوان یک فریبکار کهنالگویی ساخت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه archetype را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.