دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی painstaking به فارسی

دقیق، کوشا، پر جد و جهد

بریتانیایی: /ˈpeɪnzˌteɪ.kɪŋ/ آمریکایی: /ˈpeɪnzˌteɪ.kɪŋ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: pains-taking archaic

ریشه‌شناسی

From pains + taking; see take pains.

صفت

صفت تفضیلی
more painstaking
صفت عالی
most painstaking
۱.

دقیق، کوشا، پر جد و جهد

Carefully attentive to details; diligent in performing a process or procedure.

a most painstaking worker

یک کارگر بسیار دقیق و کوشا

مترادف‌ها: meticulous، industrious

اسم

جمع
painstakings
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۲.

دقت و کوشش زیاد، جد و جهد

The application of careful and attentive effort.

The project required great painstaking.

این پروژه نیازمند دقت و کوشش زیاد بود.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه painstaking را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.