دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی painstaking به فارسی
دقیق، کوشا، پر جد و جهد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: pains-taking archaic
ریشهشناسی
From pains + taking; see take pains.
صفت
- صفت تفضیلی
- more painstaking
- صفت عالی
- most painstaking
دقیق، کوشا، پر جد و جهد
Carefully attentive to details; diligent in performing a process or procedure.
a most painstaking worker
یک کارگر بسیار دقیق و کوشا
مترادفها: meticulous، industrious
اسم
- جمع
- painstakings
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
دقت و کوشش زیاد، جد و جهد
The application of careful and attentive effort.
The project required great painstaking.
این پروژه نیازمند دقت و کوشش زیاد بود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه painstaking را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.