دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی pacemaker به فارسی

مرکز تحریکی قلب، اندام تنظیم‌کننده ضربان قلب

بریتانیایی: /ˈpeɪsˌmeɪ.kər/ آمریکایی: /ˈpeɪsˌmeɪ.kɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: peacemaker nonstandard، misconstruction

ریشه‌شناسی

From pace + maker.

اسم

جمع
pacemakers
۱.

مرکز تحریکی قلب، اندام تنظیم‌کننده ضربان قلب

کالبدشناسی

A set of nerves that stimulate the heart to beat.

The natural pacemaker controls the heartbeat.

ضربان‌ساز طبیعی ضربان قلب را کنترل می‌کند.

۲.

دستگاه تنظیم ضربان قلب، ضربان‌ساز، پیس میکر

پزشکی

A medical device that stimulates the heart to beat.

The doctor said he needed a pacemaker to help regulate his heartbeat.

دکتر گفت او به یک پیس میکر نیاز دارد تا ضربان قلبش را تنظیم کند.

۳.

کسی که سرعت را در یک مسابقه تعیین می‌کند تا دیگران را راهنمایی کند

ورزش

One who sets the pace in a race, to guide others.

The young athlete became the pacemaker of the team.

ورزشکار جوان به پیشگام تیم تبدیل شد.

مترادف‌ها: pacesetter

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه pacemaker را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.