دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی osmosis به فارسی
اسمز، گذرندگی، حرکت خالص مولکولهای حلال از ناحیهای با غلظت کمتر به ناحیهای با غلظت بیشتر از طریق غشای نیمهتراوا
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French endosmose and exosmose, from Greek ōsmos meaning push.
اسم
- جمع
- osmoses
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اسمز، گذرندگی، حرکت خالص مولکولهای حلال از ناحیهای با غلظت کمتر به ناحیهای با غلظت بیشتر از طریق غشای نیمهتراوا
The net movement of solvent molecules, usually water, from a region of lower solute concentration to a region of higher solute concentration through a partially permeable membrane.
Plants absorb water through osmosis.
گیاهان آب را از طریق اسمز جذب میکنند.
جذب غیرفعال اطلاعات یا عادتها بدون جستجوی فعال، تاثیرپذیری ناخودآگاه
Passive absorption or impartation of information, habits, etc., without actively seeking it.
I learned about hawks through osmosis.
من در مورد شاهینها از طریق تاثیرپذیری یاد گرفتم.
مترادفها: serendipity
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه osmosis را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.