دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ostracize به فارسی
تبعید کردن (به عنوان مجازات در یونان باستان)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: ostracise UK
ریشهشناسی
From Ancient Greek ostrakizein, from ostrakon (potsherd), referring to the practice of inscribing names on potsherds for banishment.
فعل
- سومشخص مفرد
- ostracizes
- وجه وصفی حال
- ostracizing
- گذشته ساده
- ostracized
- اسم مفعول
- ostracized
تبعید کردن (به عنوان مجازات در یونان باستان)
To ban a person from a city for five or ten years through the procedure of ostracism.
The council voted to ostracize him for ten years, forbidding him from the city and from attending the assembly.
شورای شهر به مدت ده سال او را تبعید کرد و اجازه حضور در شهر و اجتماع را از او منع نمود.
طرد کردن، از خود یا از اجتماع راندن، رویتابی کردن
To exclude a person from a community or from society by not communicating with them or by refusing to acknowledge their presence; to shun.
She was ostracized by her family for marrying a Hindu.
به خاطر ازدواج با یک هندو از خانوادهاش طرد شد.
مترادفها: blackball، shun
متضادها: welcome
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ostracize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.