دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی obsessive به فارسی
وسواسانگیز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From obsess + -ive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more obsessive
- صفت عالی
- most obsessive
وسواسانگیز
Prone to cause obsession.
The idea is too tempting, it's obsessive.
ایده خیلی وسوسهانگیز است، وسواسانگیز است.
وسواسی، دچار وسواس فکری
Having one thought or pursuing one activity to the absolute or nearly absolute exclusion of all others.
Hardcore fans' obsessive behavior may take over their lives.
رفتار وسواسی طرفداران متعصب ممکن است زندگیشان را تحت تأثیر قرار دهد.
مترادفها: unrelenting، unyielding، headstrong
افراطی، ناشی از وسواس
Excessive, as results from obsession.
A workaholic's obsessive zeal may lead to success or burnout.
شوق وسواسی یک معتاد به کار ممکن است به موفقیت یا فرسودگی منجر شود.
اسم
- جمع
- obsessives
فرد وسواسی، شخص دچار وسواس
A person who is obsessed, who has an obsession.
He is an obsessive about cleanliness.
او در پاکیزگی وسواس دارد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه obsessive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.