دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی obsessive به فارسی

وسواس‌انگیز

بریتانیایی: /əbˈses.ɪv/ آمریکایی: /əbˈses.ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From obsess + -ive.

صفت

صفت تفضیلی
more obsessive
صفت عالی
most obsessive
۱.

وسواس‌انگیز

Prone to cause obsession.

The idea is too tempting, it's obsessive.

ایده خیلی وسوسه‌انگیز است، وسواس‌انگیز است.

۲.

وسواسی، دچار وسواس فکری

Having one thought or pursuing one activity to the absolute or nearly absolute exclusion of all others.

Hardcore fans' obsessive behavior may take over their lives.

رفتار وسواسی طرفداران متعصب ممکن است زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار دهد.

مترادف‌ها: unrelenting، unyielding، headstrong

۳.

افراطی، ناشی از وسواس

Excessive, as results from obsession.

A workaholic's obsessive zeal may lead to success or burnout.

شوق وسواسی یک معتاد به کار ممکن است به موفقیت یا فرسودگی منجر شود.

اسم

جمع
obsessives
۴.

فرد وسواسی، شخص دچار وسواس

A person who is obsessed, who has an obsession.

He is an obsessive about cleanliness.

او در پاکیزگی وسواس دارد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه obsessive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.