دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی observational به فارسی
مشاهدهای، شهودی، نگرشی
بریتانیایی: /ˌɒb.zəˈveɪ.ʃən.əl/ آمریکایی: /ˌɑːb.zɚˈveɪ.ʃən.əl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From observation + -al.
صفت
- صفت تفضیلی
- more observational
- صفت عالی
- most observational
۱.
مشاهدهای، شهودی، نگرشی
Relating to observation, especially scientific observation.
The scientist conducted an observational study on the behavior of birds.
دانشمند یک مطالعه مشاهدهای درباره رفتار پرندگان انجام داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه observational را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.