دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی microcosm به فارسی
عالم صغیر، خرد جهان (در برابر کلان جهان macrocosm)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French microcosme, from Latin microcosmus, from Greek mikros (small) + kosmos (universe).
اسم
- جمع
- microcosms
- شمارشپذیری
- countable
عالم صغیر، خرد جهان (در برابر کلان جهان macrocosm)
Human nature or the human body as representative of the wider universe; man considered as a miniature counterpart of divine or universal nature.
the microcosm of the Atom is comparable to the macrocosm that is the universe
خرد جهان اتم با کلان جهان کائنات تشابه دارد.
مترادفها: worldkin
متضادها: macrocosm
بدن انسان، شخص
The human body; a person.
In medieval anatomy, the microcosm was regarded as a miniature world within the body, reflecting the order of the whole.
در آن زمانهای قرون وسطی، microcosm به عنوان جهان کوچکی درون بدن در نظر گرفته میشد و نظم کل جهان را منعکس میکرد.
نمونه کوچک، عالم صغیر
A smaller system which is seen as representative of a larger one.
The small pond in the garden is a microcosm of the larger ecosystem.
برکه کوچک در باغ یک ریزبوم از بوم سازگان بزرگتر است.
مترادفها: epitome، exemplar، paradigm
ریزبوم سازگان، ریزبوم
A small natural ecosystem; an artificial ecosystem set up as an experimental model.
The researchers created a microcosm to study the effects of pollution.
محققان یک ریزبوم برای مطالعه اثرات آلودگی ایجاد کردند.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه microcosm را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.