دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی migrant به فارسی

جانور کوچنده، به ویژه پرنده‌ی مهاجر

بریتانیایی: /ˈmaɪ.ɡrənt/ آمریکایی: /ˈmaɪ.ɡrənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Borrowed from French migrant.

اسم

جمع
migrants
۱.

جانور کوچنده، به ویژه پرنده‌ی مهاجر

A migratory animal, in particular a migratory bird.

migrant birds

پرندگان مهاجر

۲.

مهاجر، کوچگر، کارگر مهاجر

A traveller or worker who moves from one region or country to another.

migrant farm workers

کارگران کشاورزی کوچگر (که برای کار از مزرعه‌ای به مزرعه‌ی دیگر می‌روند)

some of the migrants settled in Iowa

برخی از کوچگران در (ایالت) ایوا جایگزین شدند.

مترادف‌ها: immigrant، expatriate

۳.

کسی که جایی را ترک می‌کند تا در جای دیگر ساکن شود

عامیانه

A person who leaves one place in order to permanently settle in another.

He is a migrant from the countryside to the city.

او مهاجری از روستا به شهر است.

۴.

هر یک از پروانه‌های سفید از سرده‌ی Catopsilia

حشره‌شناسی

Any of various pierid butterflies of the genus Catopsilia.

The migrant butterfly is common in tropical regions.

پروانه‌ی مهاجر در مناطق گرمسیری رایج است.

صفت

صفت تفضیلی
more migrant
صفت عالی
most migrant
۵.

مهاجر، کوچنده، سیار

Migratory.

migrant birds

پرندگان مهاجر

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه migrant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.