دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی metric به فارسی
متریک، وابسته به سیستم متر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French métrique, from New Latin metricus, from metrum (meter).
صفت
متریک، وابسته به سیستم متر
Of or relating to the metric system of measurement.
The metric system is used in most countries.
سیستم متریک در بیشتر کشورها استفاده میشود.
مربوط به وزن موسیقی
Of or relating to the meter of a piece of music.
The poem follows a metric pattern that is pleasing to the ear.
این شعر از یک الگوی وزنی پیروی میکند که برای گوش خوشایند است.
مربوط به فاصله
Of or relating to distance.
Metric properties are studied in geometry.
خواص متریک در هندسه مطالعه میشوند.
اسم
- جمع
- metrics
معیار، شاخص اندازهگیری
A standard of measurement; a quantitative indicator used for evaluation.
What metric should be used for performance evaluation?
برای ارزیابی عملکرد از چه معیاری باید استفاده کرد؟
مترادفها: measure
متر، تابع فاصله
A function that defines a distance between points in a set.
The Euclidean metric defines distance in plane geometry.
متر اقلیدسی فاصله را در هندسه صفحه تعریف میکند.
مترادفها: distance function
تانسور متریک
A metric tensor.
The metric tensor is used in general relativity.
تانسور متریک در نسبیت عام استفاده میشود.
فعل
- سومشخص مفرد
- metrics
- وجه وصفی حال
- metricking
- گذشته ساده
- metricked
- اسم مفعول
- metricked
اندازهگیری کردن، تحلیل آماری کردن
To measure or analyze statistical data concerning the quality or effectiveness of a process.
We need to metric the system failures.
ما باید خرابیهای سیستم را اندازهگیری کنیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه metric را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.