دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unjustifiable به فارسی
غیرقابل توجیه، نابخشودنی
بریتانیایی: /ʌnˌdʒʌs.tɪˈfaɪ.ə.bəl/ آمریکایی: /ʌnˌdʒʌs.təˈfaɪ.ə.bəl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + justifiable.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unjustifiable
- صفت عالی
- most unjustifiable
۱.
غیرقابل توجیه، نابخشودنی
That cannot be justified, excused, or pardoned.
His behavior was completely unjustifiable.
رفتار او کاملاً غیرقابل توجیه بود.
مترادفها: indefensible، inexcusable، unforgivable
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unjustifiable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.