دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی invaluable به فارسی
پر ارزش، گرانبها، پر بها
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From in- + valuable, modeled on priceless.
صفت
- صفت تفضیلی
- more invaluable
- صفت عالی
- most invaluable
پر ارزش، گرانبها، پر بها
Having great or incalculable value.
His advice was invaluable.
پند او بسیار ارزشمند بود.
مترادفها: priceless
واژههای عامتر: valuable، precious، crucial
بیارزش، بیمقدار
Not valuable; valueless; worthless.
In the old records, that common token was listed as invaluable, i.e., of no value.
در سوابق کهن، آن نشانِ معمولی بهعنوان بیارزش ثبت شده بود.
مترادفها: unvaluable، nonvaluable
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه invaluable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.