دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی invariable به فارسی

تغییرناپذیر، ثابت، یکنواخت

بریتانیایی: /ɪnˈveə.ri.ə.bəl/ آمریکایی: /ɪnˈver.i.ə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From in- + variable.

صفت

۱.

تغییرناپذیر، ثابت، یکنواخت

Not variable; unalterable; uniform; always having the same value.

an invariable habit

عادت غیر قابل تغییر

۲.

ثابت

ریاضیات

Constant.

The function has an invariable value.

تابع دارای مقدار ثابتی است.

۳.

نادگرسان، غیرقابل صرف

دستور زبان

That cannot undergo inflection, conjugation or declension.

The French adjective marron is invariable.

صفت فرانسوی marron نادگرسان است.

مترادف‌ها: uninflectable

اسم

جمع
invariables
۴.

چیز تغییرناپذیر، ثابت

Something that does not vary; a constant.

In physics, some invariables are fundamental.

در فیزیک، برخی ثابت‌ها بنیادین هستند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه invariable را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.