دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intuitive به فارسی

شهودی، درون‌یافتی، بدون نیاز به تفکر آگاهانه

بریتانیایی: /ɪnˈtʃuː.ɪ.tɪv/ آمریکایی: /ɪnˈtuː.ɪ.t̬ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French intuitif, from Medieval Latin intuitivus, from Latin intueri.

صفت

صفت تفضیلی
more intuitive
صفت عالی
most intuitive
۱.

شهودی، درون‌یافتی، بدون نیاز به تفکر آگاهانه

Spontaneous, without requiring conscious thought.

The intuitive response turned out to be correct.

پاسخ شهودی درست از آب درآمد.

متضادها: counterintuitive، nonintuitive، unintuitive

۲.

قابل درک با شهود، ساده و بی‌نیاز از توضیح

Easily understood or grasped by intuition.

Designing software with an intuitive interface can be difficult.

طراحی نرم‌افزاری با رابط کاربری شهودی می‌تواند دشوار باشد.

۳.

اهل شهود، دارای درون‌یابی قوی

Having a marked degree of intuition.

She is an intuitive politician.

او یک سیاستمدار شهودی است.

اسم

جمع
intuitives
۴.

فرد شهودی، کسی که شهود قوی دارد (به‌ویژه در فراروان‌شناسی)

One who has (especially parapsychological) intuition.

The intuitive claimed to sense the presence of spirits.

فرد شهودی ادعا کرد که حضور ارواح را حس می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intuitive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.