دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی crucial به فارسی

بسیار مهم، حیاتی، سرنوشت‌ساز، حساس

بریتانیایی: /ˈkruː.ʃəl/ آمریکایی: /ˈkruː.ʃəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French crucial, from Latin crux (cross).

صفت

صفت تفضیلی
more crucial
صفت عالی
most crucial
۱.

بسیار مهم، حیاتی، سرنوشت‌ساز، حساس

Essential or decisive for determining the outcome or future of something; extremely important; vital.

A secure supply of crude oil is crucial for any modern nation.

تأمین مطمئن نفت خام برای هر کشور مدرنی حیاتی است.

مترادف‌ها: vital، critical

متضادها: noncrucial

۲.

صلیبی شکل، خاجی

قدیمی

Cruciform or cruciate; cross-shaped.

The pendant bore a crucial cross on its face, a stark emblem of faith.

گردنبند روی سطح خود، صلیبیِ شکلِ آشکاری از ایمان بود.

۳.

عالی، فوق‌العاده (به‌ویژه در مورد موسیقی رگی)

زبان عامیانهجامائیکابرمودا

Very good; excellent; particularly applied to reggae music.

That DJ played some crucial tunes.

آن دی‌جی آهنگ‌های عالی پخش کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه crucial را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.