دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی crucial به فارسی
بسیار مهم، حیاتی، سرنوشتساز، حساس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French crucial, from Latin crux (cross).
صفت
- صفت تفضیلی
- more crucial
- صفت عالی
- most crucial
بسیار مهم، حیاتی، سرنوشتساز، حساس
Essential or decisive for determining the outcome or future of something; extremely important; vital.
A secure supply of crude oil is crucial for any modern nation.
تأمین مطمئن نفت خام برای هر کشور مدرنی حیاتی است.
مترادفها: vital، critical
متضادها: noncrucial
صلیبی شکل، خاجی
Cruciform or cruciate; cross-shaped.
The pendant bore a crucial cross on its face, a stark emblem of faith.
گردنبند روی سطح خود، صلیبیِ شکلِ آشکاری از ایمان بود.
عالی، فوقالعاده (بهویژه در مورد موسیقی رگی)
Very good; excellent; particularly applied to reggae music.
That DJ played some crucial tunes.
آن دیجی آهنگهای عالی پخش کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه crucial را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.