دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی insouciant به فارسی
آرام، بیغم، سرمست و آزاد، نانگران
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French insouciant, from in- 'not' + souciant 'worrying'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more insouciant
- صفت عالی
- most insouciant
آرام، بیغم، سرمست و آزاد، نانگران
Casually unconcerned; carefree, indifferent, nonchalant.
She walked through the park with an insouciant attitude, enjoying the sunny day without a care in the world.
او با حالتی آرام و بیغم در پارک قدم میزد و از روز آفتابی لذت میبرد بدون اینکه نگران چیزی باشد.
مترادفها: blasé، carefree، nonchalant
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه insouciant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.