دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inspect به فارسی
بازرسی کردن، وارسی کردن، بررسی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: enspect rare
ریشهشناسی
From Latin inspicere, from in- + specere (to look at).
فعل
- سومشخص مفرد
- inspects
- وجه وصفی حال
- inspecting
- گذشته ساده
- inspected
- اسم مفعول
- inspected
بازرسی کردن، وارسی کردن، بررسی کردن
To examine critically or carefully, especially to search out problems or determine condition.
Inspect the system for leaks.
سیستم را از نظر نشتی بررسی کنید.
مترادفها: examine، scrutinize
بازدید رسمی کردن، سان دیدن، معاینه کردن
To view and examine officially.
The general inspected the troops and their barracks.
ژنرال از سربازان و پادگانهایشان بازدید کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inspect را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.