دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inspect به فارسی

بازرسی کردن، وارسی کردن، بررسی کردن

بریتانیایی: /ɪnˈspekt/ آمریکایی: /ɪnˈspekt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: enspect rare

ریشه‌شناسی

From Latin inspicere, from in- + specere (to look at).

فعل

سوم‌شخص مفرد
inspects
وجه وصفی حال
inspecting
گذشته ساده
inspected
اسم مفعول
inspected
۱.

بازرسی کردن، وارسی کردن، بررسی کردن

گذرا

To examine critically or carefully, especially to search out problems or determine condition.

Inspect the system for leaks.

سیستم را از نظر نشتی بررسی کنید.

مترادف‌ها: examine، scrutinize

۲.

بازدید رسمی کردن، سان دیدن، معاینه کردن

گذرا

To view and examine officially.

The general inspected the troops and their barracks.

ژنرال از سربازان و پادگان‌هایشان بازدید کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inspect را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.