دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی insolent به فارسی
گستاخ، وقیح، بیحیا
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin insolens, meaning unaccustomed or arrogant.
صفت
- صفت تفضیلی
- more insolent
- صفت عالی
- most insolent
گستاخ، وقیح، بیحیا
Insulting in manner or words, particularly in an arrogant or insubordinate manner.
The insolent child talked back to his teacher.
بچهی گستاخ با معلمش پرخاش کرد.
مترادفها: impudent، arrogant، bold
گستاخانه، وقیحانه، بیشرمانه
Rude; disrespectful or impertinent.
His insolent remark offended everyone.
اظهارات گستاخانهاش همه را آزرد.
مترادفها: disrespectful، impertinent، insubordinate
اسم
- جمع
- insolents
شخص گستاخ، آدم وقیح
A person who is insolent.
The insolent was removed from the room.
شخص گستاخ از اتاق بیرون برده شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه insolent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.