دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی insolent به فارسی

گستاخ، وقیح، بی‌حیا

بریتانیایی: /ˈɪn.səl.ənt/ آمریکایی: /ˈɪn.səl.ənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin insolens, meaning unaccustomed or arrogant.

صفت

صفت تفضیلی
more insolent
صفت عالی
most insolent
۱.

گستاخ، وقیح، بی‌حیا

Insulting in manner or words, particularly in an arrogant or insubordinate manner.

The insolent child talked back to his teacher.

بچه‌ی گستاخ با معلمش پرخاش کرد.

مترادف‌ها: impudent، arrogant، bold

۲.

گستاخانه، وقیحانه، بی‌شرمانه

Rude; disrespectful or impertinent.

His insolent remark offended everyone.

اظهارات گستاخانه‌اش همه را آزرد.

مترادف‌ها: disrespectful، impertinent، insubordinate

اسم

جمع
insolents
۳.

شخص گستاخ، آدم وقیح

A person who is insolent.

The insolent was removed from the room.

شخص گستاخ از اتاق بیرون برده شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه insolent را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.