دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی informative به فارسی
آموزنده، آگاهکننده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From inform + -ative.
صفت
- صفت تفضیلی
- more informative
- صفت عالی
- most informative
آموزنده، آگاهکننده
Providing useful or interesting information.
I read a very informative newspaper article on that subject last week.
هفتهی گذشته مقالهی روزنامهی بسیار آموزندهای در مورد آن موضوع خواندم.
مترادفها: informatory، instructive
متضادها: uninformative
اطلاعرسان (در استانداردها و مشخصات فنی)
Not specifying requirements, but merely providing information.
The appendix is informative, not normative.
پیوست جنبهی اطلاعرسانی دارد، نه هنجاری.
متضادها: normative
شکلدهنده، دارای قدرت شکلدهی
Formative; having power to form.
The informative principle was believed to fashion matter from chaos.
اصل informative تصور میشد که ماده را از هرج و مرج میساخت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه informative را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.