دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inconspicuous به فارسی
ناچشمگیر، ناهویدا، نامشهود، غیرعلنی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin inconspicuus, from in- + conspicuus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more inconspicuous
- صفت عالی
- most inconspicuous
ناچشمگیر، ناهویدا، نامشهود، غیرعلنی
Not prominent nor easily noticeable.
When you pay money to a beggar, try to be inconspicuous.
وقتی پول به گدا میدهید، سعی کنید علنی نباشد.
متضادها: conspicuous
نامرئی، ناپیدا
Invisible.
His absence was inconspicuous.
غیبت او جلب توجه نکرد.
متضادها: visible
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inconspicuous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.