دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inconspicuous به فارسی

ناچشمگیر، ناهویدا، نامشهود، غیرعلنی

بریتانیایی: /ˌɪn.kənˈspɪk.ju.əs/ آمریکایی: /ˌɪn.kənˈspɪk.ju.əs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Late Latin inconspicuus, from in- + conspicuus.

صفت

صفت تفضیلی
more inconspicuous
صفت عالی
most inconspicuous
۱.

ناچشمگیر، ناهویدا، نامشهود، غیرعلنی

Not prominent nor easily noticeable.

When you pay money to a beggar, try to be inconspicuous.

وقتی پول به گدا می‌دهید، سعی کنید علنی نباشد.

متضادها: conspicuous

۲.

نامرئی، ناپیدا

Invisible.

His absence was inconspicuous.

غیبت او جلب توجه نکرد.

متضادها: visible

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inconspicuous را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.