دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی conspicuous به فارسی

آشکار، مشهود، واضح، نمایان، قابل رویت

بریتانیایی: /kənˈspɪk.ju.əs/ آمریکایی: /kənˈspɪk.ju.əs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin conspicuus, from conspicere, from con- + specere.

صفت

صفت تفضیلی
more conspicuous
صفت عالی
most conspicuous
۱.

آشکار، مشهود، واضح، نمایان، قابل رویت

Obvious or easy to notice.

He was conspicuous by his absence.

او با غیبتش به وضوح چشمگیر بود.

مترادف‌ها: observable، perceivable

متضادها: inconspicuous

۲.

چشمگیر، خود نمایانه، به طور توذوق‌زننده

Noticeable or attracting attention, especially if unattractive.

He had a conspicuous lump on his forehead.

یک برآمدگی چشمگیر روی پیشانی‌اش داشت.

مترادف‌ها: flashy، prominent

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

be conspicuous by one's absence

۳.

به وضوح غایب بودن، کاملا چشمگیر بودن عدم حضور کسی

To be noticeably absent; to attract attention by not being present.

women are conspicuous by their absence in politics

حضور نداشتن زن‌ها در سیاست چشمگیر است.

conspicuously

۴.

آشکارا، به وضوح، به طور چشمگیر

In a way that is easily seen or noticed; noticeably.

عبارت‌های مرتبط

conspicuously
آشکارا، به وضوح، به طور چشمگیر
be conspicuous by one's absence
به وضوح غایب بودن، کاملا چشمگیر بودن عدم حضور کسی

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه conspicuous را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.