دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی conspicuous به فارسی
آشکار، مشهود، واضح، نمایان، قابل رویت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin conspicuus, from conspicere, from con- + specere.
صفت
- صفت تفضیلی
- more conspicuous
- صفت عالی
- most conspicuous
آشکار، مشهود، واضح، نمایان، قابل رویت
Obvious or easy to notice.
He was conspicuous by his absence.
او با غیبتش به وضوح چشمگیر بود.
مترادفها: observable، perceivable
متضادها: inconspicuous
چشمگیر، خود نمایانه، به طور توذوقزننده
Noticeable or attracting attention, especially if unattractive.
He had a conspicuous lump on his forehead.
یک برآمدگی چشمگیر روی پیشانیاش داشت.
مترادفها: flashy، prominent
اصطلاحها و عبارتها
be conspicuous by one's absence
به وضوح غایب بودن، کاملا چشمگیر بودن عدم حضور کسی
To be noticeably absent; to attract attention by not being present.
women are conspicuous by their absence in politics
حضور نداشتن زنها در سیاست چشمگیر است.
conspicuously
آشکارا، به وضوح، به طور چشمگیر
In a way that is easily seen or noticed; noticeably.
عبارتهای مرتبط
- conspicuously
- آشکارا، به وضوح، به طور چشمگیر
- be conspicuous by one's absence
- به وضوح غایب بودن، کاملا چشمگیر بودن عدم حضور کسی
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه conspicuous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.