دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی imposition به فارسی
عمل تحمیل، وضع کردن، بستن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English imposicioun, from Old French imposicion, from Latin impositio.
اسم
- جمع
- impositions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
عمل تحمیل، وضع کردن، بستن
The act of imposing, laying on, affixing, enjoining, inflicting, or obtruding.
the imposition of taxes
بستن مالیات
مترادفها: imposure، infliction، obtrusion
بار ناخواسته، حضور ناخواسته، یا تعهد ناخواسته
An unwelcome burden, presence, or obligation.
if it is not an imposition, I would like to go with you
اگر مزاحم نباشم، من هم میل دارم با شما بیایم.
چیزی که تحمیل، وضع یا الزام میشود
That which is imposed, levied, or enjoined.
the government's impositions caused the people to riot
تحمیلهای دولت باعث شورش مردم شد.
مترادفها: burden، charge، tax
کلاهگذاری، حقه، کلک
A trick or deception put or laid on others.
He realized too late that the investment scheme was an imposition and he lost all his money.
او خیلی دیر متوجه شد که طرح سرمایهگذاری یک کلاهگذاری بوده و تمام پولش را از دست داد.
مترادفها: cheating، deception، fraud، imposture، trick
صفحهآرایی، ترتیب صفحات در چاپ
Arrangement of a printed product's pages on the printer's sheet so as to have the pages in proper order in the final product.
The imposition of the booklet was done incorrectly.
صفحهآرایی کتابچه به اشتباه انجام شد.
دستگذاری (در مراسم مذهبی)
A practice of laying hands on a person in a religious ceremony; used e.g. in confirmation and ordination.
The bishop performed the imposition of hands.
اسقف مراسم دستگذاری را انجام داد.
تکلیف تنبیهی، تنبیه درسی
A task imposed on a student as punishment.
He was given an imposition for talking in class.
به خاطر حرف زدن در کلاس، تکلیف تنبیهی گرفت.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه imposition را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.