دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی imposition به فارسی

عمل تحمیل، وضع کردن، بستن

بریتانیایی: /ˌɪm.pəˈzɪʃ.ən/ آمریکایی: /ˌɪm.pəˈzɪʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English imposicioun, from Old French imposicion, from Latin impositio.

اسم

جمع
impositions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

عمل تحمیل، وضع کردن، بستن

The act of imposing, laying on, affixing, enjoining, inflicting, or obtruding.

the imposition of taxes

بستن مالیات

مترادف‌ها: imposure، infliction، obtrusion

۲.

بار ناخواسته، حضور ناخواسته، یا تعهد ناخواسته

An unwelcome burden, presence, or obligation.

if it is not an imposition, I would like to go with you

اگر مزاحم نباشم، من هم میل دارم با شما بیایم.

۳.

چیزی که تحمیل، وضع یا الزام می‌شود

That which is imposed, levied, or enjoined.

the government's impositions caused the people to riot

تحمیل‌های دولت باعث شورش مردم شد.

مترادف‌ها: burden، charge، tax

۴.

کلاه‌گذاری، حقه، کلک

A trick or deception put or laid on others.

He realized too late that the investment scheme was an imposition and he lost all his money.

او خیلی دیر متوجه شد که طرح سرمایه‌گذاری یک کلاه‌گذاری بوده و تمام پولش را از دست داد.

مترادف‌ها: cheating، deception، fraud، imposture، trick

۵.

صفحه‌آرایی، ترتیب صفحات در چاپ

چاپ

Arrangement of a printed product's pages on the printer's sheet so as to have the pages in proper order in the final product.

The imposition of the booklet was done incorrectly.

صفحه‌آرایی کتابچه به اشتباه انجام شد.

۶.

دست‌گذاری (در مراسم مذهبی)

دین

A practice of laying hands on a person in a religious ceremony; used e.g. in confirmation and ordination.

The bishop performed the imposition of hands.

اسقف مراسم دست‌گذاری را انجام داد.

۷.

تکلیف تنبیهی، تنبیه درسی

بریتانیازبان عامیانه مدرسه

A task imposed on a student as punishment.

He was given an imposition for talking in class.

به خاطر حرف زدن در کلاس، تکلیف تنبیهی گرفت.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه imposition را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.