دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی imposing به فارسی
مجلل، باشکوه، باابهت، خیرهکننده
بریتانیایی: /ɪmˈpəʊzɪŋ/ آمریکایی: /ɪmˈpoʊzɪŋ/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
مجلل، باشکوه، باابهت، خیرهکننده
Impressive, grand, majestic.
an imposing building
بنای باشکوه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه imposing را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.