دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی illustrate به فارسی
روشن کردن، نور افکندن بر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Back-formation from illustration.
فعل
- سومشخص مفرد
- illustrates
- وجه وصفی حال
- illustrating
- گذشته ساده
- illustrated
- اسم مفعول
- illustrated
روشن کردن، نور افکندن بر
To shed light upon.
The monk's sermon illustrated the parable by a lived example, making the meaning clear to all.
کشیش دروغگویی را با نمونهای عینی روشن کرد تا معنای آن برای همگان روشن شود.
مترادفها: illuminate
توضیح دادن، روشن کردن، با مثال بیان کردن
To clarify something by giving, or serving as, an example or a comparison.
He illustrated his point by giving examples and statistics.
او با آوردن مثال و آمار مطلب خود را روشن کرد.
مصور کردن، تصویردار کردن
To provide a book or other publication with pictures, diagrams or other explanatory or decorative features.
The economics textbook was illustrated with many graphs.
کتاب اقتصاد با نمودارهای زیادی مصور شده بود.
مشهور کردن، نامور ساختن
To give renown or honour to; to make illustrious.
Her virtuous deed illustrated the family as noble and generous, earning praise across the realm.
کار نیک او خاندان را شریف و بخشنده نشان داد و در سراسر قلمرو ستایشی فراوان به دست آورد.
مترادفها: glorify
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه illustrate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.