دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی illustrate به فارسی

روشن کردن، نور افکندن بر

بریتانیایی: /ˈɪl.ə.streɪt/ آمریکایی: /ˈɪl.ə.streɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Back-formation from illustration.

فعل

سوم‌شخص مفرد
illustrates
وجه وصفی حال
illustrating
گذشته ساده
illustrated
اسم مفعول
illustrated
۱.

روشن کردن، نور افکندن بر

منسوخ

To shed light upon.

The monk's sermon illustrated the parable by a lived example, making the meaning clear to all.

کشیش دروغ‌گویی را با نمونه‌ای عینی روشن کرد تا معنای آن برای همگان روشن شود.

مترادف‌ها: illuminate

۲.

توضیح دادن، روشن کردن، با مثال بیان کردن

To clarify something by giving, or serving as, an example or a comparison.

He illustrated his point by giving examples and statistics.

او با آوردن مثال و آمار مطلب خود را روشن کرد.

۳.

مصور کردن، تصویردار کردن

To provide a book or other publication with pictures, diagrams or other explanatory or decorative features.

The economics textbook was illustrated with many graphs.

کتاب اقتصاد با نمودارهای زیادی مصور شده بود.

۴.

مشهور کردن، نامور ساختن

منسوخ

To give renown or honour to; to make illustrious.

Her virtuous deed illustrated the family as noble and generous, earning praise across the realm.

کار نیک او خاندان را شریف و بخشنده نشان داد و در سراسر قلمرو ستایشی فراوان به دست آورد.

مترادف‌ها: glorify

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه illustrate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.