دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی illiberal به فارسی
محدودکنندهٔ آزادی فردی، غیرآزادیخواهانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French illibéral, from Latin illiberalis.
صفت
- صفت تفضیلی
- more illiberal
- صفت عالی
- most illiberal
محدودکنندهٔ آزادی فردی، غیرآزادیخواهانه
Restricting or failing to sufficiently promote individual choice and freedom.
The government's illiberal policies suppressed dissent.
سیاستهای غیرآزادیخواهانهٔ دولت مخالفت را سرکوب کرد.
مترادفها: bossy
متضادها: liberal
کوتهفکر، کوتهبین، پرتعصب
Narrow-minded; bigoted.
His illiberal views made it difficult for him to accept new ideas.
دیدگاههای کوتهبینانهاش پذیرش ایدههای جدید را برای او دشوار کرده بود.
مترادفها: bigoted
خسیس، چشمتنگ
Ungenerous, stingy.
The illiberal guardian would not spare a penny, even for the town’s beggars who stood at his gate.
نگهبان خسیس حتی یک پنی هم برای نیازمندان شهر که در دروازهاش میایستادند، صرفهجویی نمیکرد.
مترادفها: stingy
غیرلیبرال، مخالف لیبرالیسم یا نئولیبرالیسم
Not adhering to either liberalism or neoliberalism.
The party adopted an illiberal economic stance.
حزب موضع اقتصادی غیرلیبرالی اتخاذ کرد.
مترادفها: mercantilist، protectionist، procontrol
اسم
- جمع
- illiberals
مخالف اصول لیبرال، غیرلیبرال
One opposed to liberal principles.
The illiberals in the party resisted reform.
غیرلیبرالهای حزب در برابر اصلاحات مقاومت کردند.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه illiberal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.