دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی illiberal به فارسی

محدودکنندهٔ آزادی فردی، غیرآزادی‌خواهانه

بریتانیایی: /ɪˈlɪb.ər.əl/ آمریکایی: /ɪˈlɪb.ɚ.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French illibéral, from Latin illiberalis.

صفت

صفت تفضیلی
more illiberal
صفت عالی
most illiberal
۱.

محدودکنندهٔ آزادی فردی، غیرآزادی‌خواهانه

Restricting or failing to sufficiently promote individual choice and freedom.

The government's illiberal policies suppressed dissent.

سیاست‌های غیرآزادی‌خواهانهٔ دولت مخالفت را سرکوب کرد.

مترادف‌ها: bossy

متضادها: liberal

۲.

کوته‌فکر، کوته‌بین، پرتعصب

Narrow-minded; bigoted.

His illiberal views made it difficult for him to accept new ideas.

دیدگاه‌های کوته‌بینانه‌اش پذیرش ایده‌های جدید را برای او دشوار کرده بود.

مترادف‌ها: bigoted

۳.

خسیس، چشم‌تنگ

قدیمی

Ungenerous, stingy.

The illiberal guardian would not spare a penny, even for the town’s beggars who stood at his gate.

نگهبان خسیس حتی یک پنی هم برای نیازمندان شهر که در دروازه‌اش می‌ایستادند، صرفه‌جویی نمی‌کرد.

مترادف‌ها: stingy

۴.

غیرلیبرال، مخالف لیبرالیسم یا نئولیبرالیسم

اقتصادسیاست

Not adhering to either liberalism or neoliberalism.

The party adopted an illiberal economic stance.

حزب موضع اقتصادی غیرلیبرالی اتخاذ کرد.

مترادف‌ها: mercantilist، protectionist، procontrol

اسم

جمع
illiberals
۵.

مخالف اصول لیبرال، غیرلیبرال

One opposed to liberal principles.

The illiberals in the party resisted reform.

غیرلیبرال‌های حزب در برابر اصلاحات مقاومت کردند.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه illiberal را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.