دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی illustrative به فارسی

نشان‌دهنده، توضیحی، گویا، روشنگر

بریتانیایی: /ˈɪl.ə.strə.tɪv/ آمریکایی: /ɪˈlʌs.trə.t̬ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin illustratus, past participle of illustrare, meaning to light up or explain.

صفت

۱.

نشان‌دهنده، توضیحی، گویا، روشنگر

Demonstrative, exemplative, showing an example or demonstrating.

This latest incident is illustrative of his continued bad behavior.

این حادثه‌ی اخیر نشان‌دهنده‌ی رفتار بد مداوم اوست.

a remark that was illustrative of his attitude toward life

گفته‌ای که نشان‌دهنده‌ی نگرش او نسبت به زندگی بود

plenty of illustrative material is to be found in the book

کتاب حاوی مطالب توضیحی زیادی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه illustrative را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.