دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی ignorance به فارسی

نادانی، جهل، جهالت، بی‌دانشی، بی‌معرفتی، بی‌خردی

بریتانیایی: /ˈɪɡ.nər.əns/ آمریکایی: /ˈɪɡ.nɚ.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: ignoraunce obsolete

ریشه‌شناسی

From Old French ignorance, from Latin ignorantia.

اسم

جمع
ignorances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نادانی، جهل، جهالت، بی‌دانشی، بی‌معرفتی، بی‌خردی

The condition of being uninformed or uneducated; lack of knowledge or information.

She shows total ignorance about the topic at hand.

او نادانی کامل نسبت به موضوع مورد بحث نشان می‌دهد.

مترادف‌ها: blindness، cluelessness، unawareness

۲.

گناهانی که از روی نادانی انجام می‌شوند

دین

Sins committed through ignorance.

The priest spoke about the ignorances of the faithful.

کشیش درباره‌ی گناهان نادانی مؤمنان صحبت کرد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

ignorance is bliss

۳.

بی‌خبری شادی بخش است

Not knowing something unpleasant can be a source of happiness.

She didn't know about the problems at work, and ignorance is bliss.

او از مشکلات محل کار خبر نداشت و بی‌خبری شادی بخش است.

عبارت‌های مرتبط

ignorance is bliss
بی‌خبری شادی بخش است

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه ignorance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.