دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prodigy به فارسی
رخداد یا موجود خارقالعاده، ناهنجاری، هیولا، عجیبه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin prōdigium, meaning omen or portent.
اسم
- جمع
- prodigies
- شمارشپذیری
- countable
رخداد یا موجود خارقالعاده، ناهنجاری، هیولا، عجیبه
An extraordinary occurrence or creature; an anomaly, especially a monster; a freak.
The birth of a two-headed calf was considered a prodigy.
تولد یک گوساله دو سر یک عجیبه محسوب میشد.
چیز شگفتانگیز یا حیرتآور، معجزه
An amazing or marvellous thing; a wonder.
The prodigies of nature include the Grand Canyon.
شگفتیهای طبیعت شامل گرند کنیون است.
نمونه شگفتانگیز از چیزی
A wonderful example of something.
This painting is a prodigy of skill.
این نقاشی نمونه شگفتانگیزی از مهارت است.
نابغه، اعجوبه، فرد بسیار بااستعداد بهویژه کودک
An extremely talented person, especially a child.
a child prodigy
کودک نابغه
مترادفها: wunderkind، child prodigy
چیز خارقالعادهای که بهعنوان فال یا نشانه دیده میشود
An extraordinary thing seen as an omen; a portent.
The sudden eclipse was taken as a prodigy, a clear portend of trouble to come.
خورشیدگرفتگی ناگهانی بهعنوان نشانهای عظیم و خارقالعاده پذیرفته شد، که نوید دشواریهای آتی را میداد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prodigy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.