دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی prodigy به فارسی

رخداد یا موجود خارق‌العاده، ناهنجاری، هیولا، عجیبه

بریتانیایی: /ˈprɒd.ɪ.dʒi/ آمریکایی: /ˈprɑː.də.dʒi/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin prōdigium, meaning omen or portent.

اسم

جمع
prodigies
شمارش‌پذیری
countable
۱.

رخداد یا موجود خارق‌العاده، ناهنجاری، هیولا، عجیبه

An extraordinary occurrence or creature; an anomaly, especially a monster; a freak.

The birth of a two-headed calf was considered a prodigy.

تولد یک گوساله دو سر یک عجیبه محسوب می‌شد.

۲.

چیز شگفت‌انگیز یا حیرت‌آور، معجزه

An amazing or marvellous thing; a wonder.

The prodigies of nature include the Grand Canyon.

شگفتی‌های طبیعت شامل گرند کنیون است.

۳.

نمونه شگفت‌انگیز از چیزی

A wonderful example of something.

This painting is a prodigy of skill.

این نقاشی نمونه شگفت‌انگیزی از مهارت است.

۴.

نابغه، اعجوبه، فرد بسیار بااستعداد به‌ویژه کودک

An extremely talented person, especially a child.

a child prodigy

کودک نابغه

مترادف‌ها: wunderkind، child prodigy

۵.

چیز خارق‌العاده‌ای که به‌عنوان فال یا نشانه دیده می‌شود

قدیمی

An extraordinary thing seen as an omen; a portent.

The sudden eclipse was taken as a prodigy, a clear portend of trouble to come.

خورشیدگرفتگی ناگهانی به‌عنوان نشانه‌ای عظیم و خارق‌العاده پذیرفته شد، که نوید دشواری‌های آتی را می‌داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه prodigy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.