دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی forbearance به فارسی
خودداری، بردباری، تابآوری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From forbear + -ance.
اسم
- جمع
- forbearances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
خودداری، بردباری، تابآوری
Patient self-control; restraint and tolerance under provocation.
Her forbearance in the face of hardships was admirable.
بردباری و تحمل او در برابر مصائب تحسینبرانگیز بود.
مترادفها: patience، restraint
گذشت وامدار، ارفاق وامدار، چشمپوشی از استیفای حق
A refraining from the enforcement of something (as a debt, right, or obligation) that is due.
The bank offered a forbearance to the borrower, allowing them to delay their loan payments for six months.
بانک به وامگیرنده ارفاق کرد و به او اجازه داد که بازپرداخت وام خود را به مدت شش ماه به تعویق بیندازد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه forbearance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.