دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی foothold به فارسی
جای پا گذاری، جاپا، قدمگاه، گامگاه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From foot + hold.
اسم
- جمع
- footholds
- شمارشپذیری
- countable
جای پا گذاری، جاپا، قدمگاه، گامگاه
A solid grip with the feet.
The climber carefully found a secure foothold on the rocky surface.
کوهنورد با دقت یک جای پای مطمئن روی سطح سنگی پیدا کرد.
جای پای محکم و مطمئن، پایگاه
A secure position from which it is difficult to be dislodged.
The guerrillas gained a firm foothold in the slums.
چریکها در محلههای فقیرنشین جای پای محکمی باز کردند.
موضع نظامی در خاک دشمن، سرپل، جای پا
A position secured in enemy territory, such as an airhead, beachhead, bridgehead, or lodgement.
The troops established a foothold on the beach.
نیروها روی ساحل جای پایی باز کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه foothold را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.