دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی foothold به فارسی

جای پا گذاری، جاپا، قدمگاه، گامگاه

بریتانیایی: /ˈfʊt.həʊld/ آمریکایی: /ˈfʊt.hoʊld/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From foot + hold.

اسم

جمع
footholds
شمارش‌پذیری
countable
۱.

جای پا گذاری، جاپا، قدمگاه، گامگاه

کوه‌نوردی

A solid grip with the feet.

The climber carefully found a secure foothold on the rocky surface.

کوهنورد با دقت یک جای پای مطمئن روی سطح سنگی پیدا کرد.

۲.

جای پای محکم و مطمئن، پایگاه

A secure position from which it is difficult to be dislodged.

The guerrillas gained a firm foothold in the slums.

چریک‌ها در محله‌های فقیرنشین جای پای محکمی باز کردند.

۳.

موضع نظامی در خاک دشمن، سرپل، جای پا

نظامی

A position secured in enemy territory, such as an airhead, beachhead, bridgehead, or lodgement.

The troops established a foothold on the beach.

نیروها روی ساحل جای پایی باز کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه foothold را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.