دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی restraint به فارسی

وسیله‌ی بازداری: مانع، بند، قید، محدودیت، کرانبند، مهار، بازدار، لگام، افسار

بریتانیایی: /rɪˈstreɪnt/ آمریکایی: /rɪˈstreɪnt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English restreynte, from Old French restreinte; more at restrain.

اسم

جمع
restraints
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

وسیله‌ی بازداری: مانع، بند، قید، محدودیت، کرانبند، مهار، بازدار، لگام، افسار

countable

Something that restrains, ties, fastens, or secures.

Make sure all the restraints are tight.

مطمئن شوید که همه‌ی مهارها محکم هستند.

۲.

خودداری، خویشتنداری، کف نفس

uncountable

Control or caution; reserve.

Try to exercise restraint when talking to your boss.

سعی کن هنگام صحبت با رئیست خویشتنداری کنی.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

the policy of wage restraint

۳.

سیاست خودداری از دادن یا خواستن دستمزد بیشتر

A policy of limiting wage increases.

The government introduced a policy of wage restraint to control inflation.

دولت برای کنترل تورم سیاست خودداری از افزایش دستمزد را معرفی کرد.

عبارت‌های مرتبط

the policy of wage restraint
سیاست خودداری از دادن یا خواستن دستمزد بیشتر

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه restraint را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.