دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی feedback به فارسی

بازخورد، ارزیابی انتقادی

بریتانیایی: /ˈfiːd.bæk/ آمریکایی: /ˈfiːd.bæk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From feed + back.

اسم

جمع
feedbacks
شمارش‌پذیری
usually uncountable
۱.

بازخورد، ارزیابی انتقادی

Critical assessment of a process or activity or of their results.

After you hand in your essays, I will give both grades and feedback.

بعد از اینکه انشاهایتان را تحویل دهید، هم نمره و هم بازخورد خواهم داد.

مترادف‌ها: estimation، assessment، critique، evaluation

۲.

پس‌خوراند، بازخورد (در سیستم‌های کنترلی)

الکترونیکسایبرنتیکنظریه کنترل

The part of an output signal that is looped back into the input to control or modify a system.

The amplifier uses negative feedback to reduce distortion.

تقویت‌کننده از پس‌خوراند منفی برای کاهش اعوجاج استفاده می‌کند.

۳.

صدای جیغ مانند ناشی از بازخورد صوتی

تقویت صدا

The high-pitched howling noise heard when there is a loop between a microphone and a speaker.

The microphone picked up feedback from the speakers.

میکروفون صدای بازخورد را از بلندگوها دریافت کرد.

مترادف‌ها: audio feedback، Larsen effect

فعل

سوم‌شخص مفرد
feedbacks
وجه وصفی حال
feedbacking
گذشته ساده
feedbacked
اسم مفعول
feedbacked

Some prefer the forms feed back, feeds back, feeding back, or fed back.

۴.

ایجاد صدای بازخورد (در موسیقی)

موسیقی

To generate the high-frequency sound by allowing a speaker to cause vibration of the sound generator of a musical instrument connected by an amplifier to the speaker.

The show ended with a riot of feedbacking guitars.

نمایش با هیاهوی گیتارهای بازخورددهنده به پایان رسید.

۵.

بازخورد دادن به

گذرا

To provide informational feedback to.

She asked her team to feedback on the proposal.

او از تیمش خواست که در مورد پیشنهاد بازخورد دهند.

۶.

از طریق کانال ارتباطی تخصصی منتقل کردن

گذرا

To convey by means of specialized communications channel.

The system feedbacks the data to the central server.

سیستم داده‌ها را به سرور مرکزی بازخورد می‌دهد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه feedback را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.