دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی feeler به فارسی
احساسکننده، سهشگر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English feler, equivalent to feel + -er.
اسم
- جمع
- feelers
احساسکننده، سهشگر
Someone or something that feels.
Are you more of a feeler or more of a thinker?
آیا بیشتر احساسکنندهای یا بیشتر متفکر؟
شاخک (بهویژه در حشرات)
An antenna or appendage used for feeling, especially on an insect.
The butterfly uses its feelers to sense its surroundings.
پروانه از شاخکهایش برای حس کردن محیط اطراف خود استفاده میکند.
یابگر، آزمونگر، محک (برای سنجش نظر دیگران)
Something ventured to test another's feelings, opinion, or position.
I sent out some feelers but they didn't seem interested.
چند یابگر فرستادم اما به نظر نمیرسید علاقهمند باشند.
کسی که فرض میکند چیزی گفته یا انجام شده خطاب به اوست بدون تأیید قطعی
Someone who assumes or imagines that something said or done was for them despite no concrete confirmation.
He's such a feeler, always thinking compliments are for him.
او خیلی خیالپرداز است، همیشه فکر میکند تعریفها برای اوست.
اصطلاحها و عبارتها
put out feelers
برای فهمیدن نظر یا گرایش دیگران اقدام به عمل آوردن
To make tentative inquiries to ascertain the opinions or attitudes of others.
The company put out feelers to gauge interest in the new product.
شرکت برای سنجش علاقه به محصول جدید، یابگرهایی فرستاد.
عبارتهای مرتبط
- put out feelers
- برای فهمیدن نظر یا گرایش دیگران اقدام به عمل آوردن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه feeler را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.