دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی estimation به فارسی

برآوردگری، تخمین‌زنی، حدس‌زنی

بریتانیایی: /ˌes.tɪˈmeɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌes.təˈmeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: æstimation archaic

ریشه‌شناسی

From Middle English estimacioun, from Old French estimacion, from Latin aestimatio.

اسم

جمع
estimations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

برآوردگری، تخمین‌زنی، حدس‌زنی

The process of making an estimate.

According to my estimations, we should get to the border in five hours.

طبق برآوردهای من، باید ظرف پنج ساعت به مرز برسیم.

۲.

برآورد، تخمین، ارزیابی

The amount, extent, position, size, or value reached in an estimate.

The engineer's estimation of the project's cost was very accurate.

برآورد مهندس از هزینه پروژه بسیار دقیق بود.

۳.

احترام، ارج، اعتبار

Esteem or favourable regard.

With that performance, you've gone up in the director's estimation.

با آن اجرا، در نظر کارگردان بالا رفتی.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه estimation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.