دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی extravagance به فارسی
ولخرجی، ریخت و پاش، باد دستی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French extravagance, from Medieval Latin extra + vagor (to wander).
اسم
- جمع
- extravagances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ولخرجی، ریخت و پاش، باد دستی
Excessive or superfluous expenditure of money.
He lived simply and avoided extravagance.
او ساده زندگی میکرد و از ولخرجی خودداری مینمود.
مترادفها: lavishness، prodigality، waste
متضادها: frugality، moderation
زیادهروی، افراط، تندروی
Prodigality, as of anger, love, expression, imagination, or demands.
His extravagance in praising the beauty of the hostess angered the host.
زیادهروی او در تعریف از زیبایی خانم میزبان، شوهرش را عصبانی کرد.
مترادفها: excess، unreasonableness، wildness
چیز تجملی، کار افراطی
Something extravagant; something done out of extravagance.
That luxury car is an extravagance you can't afford.
آن ماشین لوکس یک تجملگرایی است که از عهدهاش برنمیآیی.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه extravagance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.