دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی excess به فارسی
زیادهروی، افراط، فزونی، زیادتی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French exces, from Latin excessus, meaning a going out or going beyond.
اسم
- جمع
- excesses
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
زیادهروی، افراط، فزونی، زیادتی
The state of surpassing or going beyond a limit; more than what is usual or proper.
The excess of heavy water was given away to the neighbouring country.
آب سنگین اضافی به کشور همسایه داده شد.
مترادفها: overage، superabundance، surplus
متضادها: deficiency، lack، shortage
مازاد، مانده، بیشی
The degree or amount by which one thing or number exceeds another; remainder.
The difference between two numbers is the excess of one over the other.
تفاوت دو عدد، بیشی یکی بر دیگری است.
زیادهروی در خوردن یا نوشیدن
An act of eating or drinking more than enough.
Excess in eating can lead to health problems.
زیادهروی در خوراک میتواند به مشکلات سلامتی منجر شود.
بیشی کروی: مقداری که مجموع سه زاویهٔ مثلث کروی از دو قائمه بیشتر است.
Spherical excess: the amount by which the sum of the three angles of a spherical triangle exceeds two right angles.
The spherical excess is proportional to the area of the triangle.
بیشی کروی با مساحت مثلث متناسب است.
فرانشیز، مبلغی که بیمهشده در خسارت پرداخت میکند
A condition on an insurance policy by which the insured pays for a part of the claim.
The policy has a £100 excess.
این بیمهنامه فرانشیز ۱۰۰ پوندی دارد.
مترادفها: deductible
صفت
اضافی، مازاد
More than is normal, necessary or specified.
The airline charges for excess luggage.
شرکت هواپیمایی برای بار اضافی هزینه دریافت میکند.
مترادفها: offcut، surplus
فعل
- سومشخص مفرد
- excesses
- وجه وصفی حال
- excessing
- گذشته ساده
- excessed
- اسم مفعول
- excessed
اعلام مازاد بودن کارمند نسبت به نیاز، به طوری که ممکن است کار به او داده نشود
To declare an employee surplus to requirements, such that they might not be given work.
The company decided to excess several staff members.
شرکت تصمیم گرفت به خدمت چند کارمند زیادی خاتمه دهد.
اصطلاحها و عبارتها
in excess of
بیش از، فزون بر، اضافه بر
More than; exceeding a specified amount.
their loss was in excess of ten million tomans
زیان آنها بیش از ده میلیون تومان بود.
to excess
زیاده (از حد)، بیش از حد، خیلی، بسیار
To an extreme degree; excessively.
he drinks to excess
او بیش از حد مشروب میخورد.
عبارتهای مرتبط
- to excess
- زیاده (از حد)، بیش از حد، خیلی، بسیار
- in excess of
- بیش از، فزون بر، اضافه بر
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه excess را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.