دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی extraordinary به فارسی
فوقالعاده، غیرعادی، استثنایی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: extra-ordinary ؛ extraördinary rare
ریشهشناسی
From Latin extraordinarius, from extra ordinem 'outside the order'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more extraordinary
- صفت عالی
- most extraordinary
فوقالعاده، غیرعادی، استثنایی
Not ordinary; exceptional; unusual.
Except in extraordinary circumstances, the rules apply.
جز در شرایط فوقالعاده، قوانین اعمال میشوند.
مترادفها: exceptional، unparalleled، noteworthy، outstanding
متضادها: everyday، normal، ordinary، regular، usual
برجسته، خیلی خوب، چشمگیر
Remarkably good.
He is an extraordinary poet.
او شاعری برجسته است.
ویژه، مازاد بر تعداد عادی
Special or supernumerary.
The physician extraordinary in a royal household.
پزشک ویژه در دربار سلطنتی.
An extraordinary professor in a German university.
استاد فوقالعاده در یک دانشگاه آلمانی.
اسم
- جمع
- extraordinaries
چیز فوقالعاده، امر غیرعادی
Anything that goes beyond what is ordinary.
The report was full of extraordinaries.
گزارش پر از موارد غیرعادی بود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه extraordinary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.